انواع انحرافات جنسي

 


در مورد اينکه انحراف جنسي چيست؟ و منحرف جنسي کيست؟ در کشورهاي غربي تحقيقات و پژوهشهاي بسياري صورت گرفته و مي گيرد و نتايج اين پژوهشها در محافل علمي و رسانه هاي غربي به طور گسترده اي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.

اما متاسفانه در ايران به خاطر پيشينه تاريخي و فرهنگي و ممنوعيت هاي مذهبي و شرعي، عرصه جنسيت و رفتار جنسي به صورت يک تابو درآمده است که صحبت کردن و نوشتن در مورد آن کار چندان ساده اي نيست. اما به دليل اهميت موضوع و نقش تعيين کننده اي که ويژگي هاي جنسي و رفتار جنسي سالم در زندگي انسان بر جاي مي گذارد در اين مقاله برآنيم که ابعاد و جنبه هاي رفتار جنسي منحرفانه، انحراف جنسي، تعريف انحراف و منحرف جنسي از ديدگاههاي مختلف، تاريخچه و بحث نظرات صاحبنظران، کارشناسان انحرافات و مسائل اجتماعي را شرح مي دهيم:


 

 تاريخچه تحقيقات :
نخستين تحقيق عمده در مورد رفتار جنسي توسط آلفرت کينسي در دهه هاي ???? و ???? در آمريکا صورت گرفت. در اين تحقيق کينسي و پژوهشگران همکارش با مخالفت از سوي بسياري از سازمانهاي مذهبي روبرو گرديدند. ولي وي همچنان بر مطالعات خود پافشاري نمود. عمل وي در روزنامه ها و کنگره هاي مختلف به عنوان کاري غيراخلاقي محکوم گشت وي سرانجام توانست تاريخچه زندگي جنسي ????? نفر را که نمونه نسبتاً گويايي از جمعيت سفيدپوستان آمريکا بود به دست آورد. نتايج مطالعات کينسي براي اکثر مردم شگفت آور و تکان دهنده بود زيرا تفاوت زيادي را ميان انتظارات عموم مردم در مورد رفتار جنسي رايج در آن زمان و رفتار جنسي واقعي آشکار ساخت.
در واقع زماني که مرحله آزادسازي روابط جنسي در دهه ???? آغاز گرديد و بسياري از جوانان خود را از قوانين سخت اخلاقي که بر نسلهاي پيشين حاکم بود، آزاد احساس کردند، به همين دليل رفتار جنسي تا حد زيادي تغيير کرد اما مسائل مربوط به تمايلات به گونه اي که اکنون معمول گرديده است علنا مورد بحث قرار نمي گرفت و افرادي که در فعاليتهاي جنسي که هنوز، از نظر عموم به شدت ناپسند شمرده مي شدند شرکت داشتند آنها را پنهان مي کردند بي آنکه کاملا آگاه باشند ديگران تا چه اندازه به اعمال مشابهي مشغول هستند. اما در واقع مي شود گفت که دوران آزادمنشانه تر دهه ???? نگرشهاي اعلام شده را با واقعيتهاي رفتار جنسي نزديکتر کرد. تحقيقات کنسي آخرين تحقيق گسترده در اين زمينه است. اما آنگونه که پيداست و تحقيقات پراکنده ديگر نشان مي دهند بيشتر جوامع غربي و بعضاً شرقي دير يا زود به نقطه اي خواهند رسيد که سوئد در اوائل دهه ???? به آن رسيد. هنگامي که حدود ?? درصد مردان و زنان در آن کشور داراي تجربه آميزش جنسي قبل از ازدواج بوده اند.


 

در اينجا لازم مي دانم براي درک بهتر مفهوم انحراف جنسي به تعريف رابطه جنسي و انحراف جسمي بپردازيم.
الف- روابط جنسي
?- تعريف اخلاقي: علاقه دو جنس مخالف به يکديگر بر طبق اصول و موازين صحيح اجتماعي – بر اساس سن، نژاد، طبقه اجتماعي، تحصيلات (ازدواج)
?- تعريف علمي، علاقه جنسي دو جنس مخالف به يکديگر بدون اينکه اين علاقه با هيچ گونه خصوصايت غيرعادي و ناموزون همراه باشد.
ب- انحراف جنسي از ديدگاههاي مختلف
?- فرويد انحراف جنسي را عمل مي داند که به منظور ارضاي ميل جنسي انجام مي گيرد اما هدف از آن عمل توليد و تناسل نيست.
?- ولي روانشناسان با انتقاد از اين تعريف مي گويند تعريف مذکور بسيار وسيع بوده و بسياري از افرادي را نيز که منحرف نيستند در بر مي گيرد.
آنها اعتقاد دارند انحراف جنسي عبارتست از عملي که به  منظور ارضاي تمايلات جنسي انجام مي گيرد ولي عمل مذکور برخلاف عرف معمول بوده و اکثريت مردم به انجام آن عمل همگاهي ندارند و منحرف جنسي به عمل انحرافي اعتياد پيدا مي کند. در واقع مي توان گفت:
منحرف جنسي شخصي است که تحت تاثير بد آموزيهاي محيط قرار گرفته بدون اينکه هدف توالد و تناسل داشته باشند و بدون توجه به هنجارهاي موجود به اعمالي دست مي زند که يک نوع عمل جنسي است پس به طور کلي هر گاه عمل جنسي از معيار و مقياس عادي خارج شود اصطلاح انحراف جنسي مطرح است.
به طور کلي روانشناسان براي منحرفين جنسي ويژگي يکساني را بر شمرده اند که عبارتند از:
?- منحرفين جنسي اشخاصي هستند که هدف آنها از زندگي جنسي بهره برداري و احساس لذت مانند افراد عادي مردم نيست و عشق جنسي آنها از نوع (عشق هتروسکشول) نبوده و به عبارت ديگر هدف از لذت جنسي آنها با اهداف ساير افراد عادي مردم در اين خصوص اختلاف دارند.
?- اين اشخاص داراي اختلالات و ناراحتيهاي عصبي هستند و اين عوامل تا حدي در دگرگون کردن شخصيت آنها نيز تاثير خواهد گذاشت.
?- ارتکاب انحرافات و جرايم جنسي به ندرت تابع اراده بوده و زيادتر تابع فعل و انفعالات شديد رواني است.
?- با وصف موارد فوق کمتر ديده شده است که منحرفين جنسي مرتکب اعمال شديد و خطرناک جنسي شده باشند. با توجه به مطالب فوق بايد گفت، مجرمين جنسي نمونه اي از توده عظيمي از اشخاص هستند که داراي اعمال و رفتار و عادات ناموزون و غيرعادي و يا به عبارت ديگر انحرافات جنسي هستند و قسمت اعظم اين توده عظيم در اجتماعات هيچگاه شناخته نمي شوند و اعمال آنها براي پليس کشف نمي شود و علل انحراف عده اي از اين اشخاص که شايد تعدادشان بسيار قليل و يا شايد هم زياد باشد بيماري هاي عصبي و رواني است.
جنس و طبقه منحرفين جنس
اما مسئله مهم ديگري که کمابيش مورد بحث قرار دارد بحث بر سر اين است که منحرفين جنسي از چه جنس و طبقه اي هستند. هر چند پاسخ به اين سوال نسبتا مشکل، و نمي توان جواب قطعي داد اما آنچه که در اين تحقيق با توجه به مطالعات و ارقام و آمار موجود در اين زمينه وجود دارد مطالب زير را به طور نسبي مي توان بيان کرد.
?- بيشتر انحرافات و جرائم جنسي به مردها نسبت داده شده است و دانشمندان مربوطه معتقدند آنقدر که مردها مرتکب اين انحرافات و جرائم مي شوند، زنان کمتر دامن خود را به اين اعمال مي آلايند. دليل اين امر آنست که اولا احساسات و سلوک جنسي زن و مرد کاملا متفاوت است و زنان بهتر از مردان مي توانند خود را کنترل و محافظت کند، اين انحرافات در خفا و پنهاني محفوظ مي ماند. و ابراز نمي شوند ولي معهذا بايد دانست که اگر زن مبتلا به انحرافات جنسي باشد، اعمال و آثار انحرافي او فوق العاده از مردها شديدتر و خطرناکتر است.
اما مسئله بعدي مربوط به طبقه است. متاسفانه به علت عدم دسترسي به آمار و ارقام گوناگون که به اين مسئله ربط داشته باشد نتوانستم جامعه خودمان را از اين نظر بررسي کنم و مسئله ديگر اينکه اصطلاح انحراف جنسي مقوله بسيار وسيعي است که هر کدام از اجزا اين مقوله در ميان قشر و طبقه بخصوصي نمايان تر است. بعنوان مثال بسياري از انحرافات اخلاقي و جنسي در ميان طبقات بالاي جامعه و بسياري نيز متعلق به طبقات پايين جامعه مي باشد. اگر رويه ديگري که يکي از مقوله هاي مهم و بغرنج انحراف جنسي است را مورد بررسي و تجزيه و تحليل علمي و اجتماعي قرار دهيم متوجه خواهيم شد که فقر اقتصادي از عوامل مهم و موثر اين پديده است. اما حالا که بحث انحراف جنسي و نوع طبقه مورد بحث است مراجعه مي کنيم به تحقيقات دکتر برونر که علل انحرافات جنسي را نسبت به امکانات مادي شان به طريق زير بررسي مي کند.
?- تنگدستي ?% عادي     متوسط الحال بودن ??% 
?- فقر نداشتن ??%  مرفه بودن ??%   زندگي تجملي ?% حال اين سوال پيش مي آيد چه عاملي در به وجود آمدن انحراف جنسي موثر است و چه چيزي باعث به وجود آمدن انحراف جنسي مي شود در اين مورد نظرات گوناگون وجود دارد که به مرور آنها مي تواند ما را در يافتن پاسخ ياري دهد.
?- بعضي از ما عوامل بيولوژي را مرجع و منشا انحرافات جنسي دانسته، و اعتقاد دارند که انحرافات جنسي نتيجه امراض عقلي، التهابات مغزي و پسيکوباتي جنسي است
?- برخي ديگر انحراف جنسي را در اثر عوامل جسمي قبل از دوران بلوغ از قبيل اختلال در وظايف غدد مي دانند
?- عده اي انحرافات جنسي را اکتسابي دانسته آن را نتيجه عوامل خارجي محيط مي دانند که معلول ناتواني و عدم هماهنگي مجرم با مقتضيات و شرايط اجتماعي است.
?- روانکاوان تاکيد کرده اند که منشا انحرافات جنسي عوامل اکتسابي است بدين ترتيب که فرد در زمان کودکي به رفتار جنسي غيرعادي گرفتار مي شود و به عللي آن را ادامه مي دهد.
?- فرويد عقيده دارد عقده اوديپ منشا بسياري از انحرافات جنسي است.
ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهاي اجتماعي، رابطه جرائم و انحرافات جنسي عنوان کرده است که انسان ذاتاً خوب است و اگر فردي فاسد مي شود اين فساد ناشي از شرايط اجتماعي است.
کارتل چمن جنايت کار معروف آمريکايي مهمترين انگيزه هاي جرم را قدرت طلبي، غريزه جنسي و انحراف جنسي و ماجراجويي مي داند و از اين طريق به انگيزه هاي جنسي که به طرق مختلف در ساختمان و عناصر متشکله آن موثرند پي برد. البته بايد دانست که روانکاوان مکتب فرويد زيادتر از ساير دانشمندان به اصول عقايد فوق متکي بوده و معتقدند که جرائم غير جنسي در بسياري از مواقع از انگيزه ها و اهداف غير مرئي و پنهاني جنسي افراد شروع مي شوند. عده اي ديگر از دانشمندان معتقدند که گرچه نمي توان تاثير عوامل و انگيزه هاي جنسي را در جرائم غير جنسي در وقوع جرائم غير جنسي هميشگي و ثابت نبوده بلکه وجه تصادفي و اتفاقي دارد. استدلال اين گروه اين است هر گاه چگونگي و کيفيت وقوع جرم غير جنسي مورد بررسي قرار دهيم به تجربه خواهيم ديد که اين جرائم و جنايات با وضع عصبي و رواني مرتکبين رابطه مستقيم دارد.
به عبارت ديگر وقوع اين جرائم مولد کيفيت عصبي مرتکبين آن جرم است. همچنين مي افزايند اگر ما به صورت دقيق جرائم غير جنسي را مورد مطالعه قرار دهيم خواهيم ديد که آن جرم از نوع جرائم غيرجنسي به شمار خواهد آمد ولي هر گاه به انگيزه مجرم زيادتر از روش ارتکاب و چگونگي عمل او توجه کنيم يقيناً آن جرم در زمره جرائم جنسي طبقه بندي خواهد شد.
انتقاد و نقد ادعاهاي گروه دوم که علل جرم را تشريح کرده اند. اما در مورد نظريه تصادفي بودن انگيزه جنسي در وقوع جرايم غير جنسي بايد گفت اولا اصولا بسياري از جرائم به طور ناگهاني و تصادفي به وقوع مي پيوندد و تعداد جرائم از پيش تعيين شده بسيار اندک است. حتي اگر جرمهاي تصادفي از جرمهاي از پيش تعيين شده بيشتر نباشد کمتر نخواهد بود.
ثانيا هر گاه ما روش ارتکاب جرم را در بسياري از جرائم غيرجنسي مورد مطالعه قرار دهيم آن جرم در زمره جرائم غيرجنسي و اگر هدف و انگيزه جرم را مورد توجه قرار دهيم آن جرم را جز جرائم جنسي طبقه بندي خواهد شد. رابعاً گر چه تاثير وضع غيرعادي عسبي را در وقوع جرائم نمي توان انکار کرد ولي اين مطلب دليل آن نيست که انگيزه ها و عوامل جنسي نتوانند از راه مختل کردن اعصاب در وقوع جرائم غيرجنسي عرض اندام کنند.
خامساً اگر علل وقوع جرائم را از لحاظ عوامل محيطي مطالعه کنيم، فقر به عنوان عاملي مهم توجه ما را جلب مي کند. بنابراين اگر فقر به عنوان يک محروميت اجتماعي بعلت نداشتن وسيله براي رفع احتياجات مادي علت پيدايش جرم محسوب شود مي توان گفت که هر گاه اهميت نيازهاي جنسي پيش از احتياجات مادي نباشد حداقل در عرض آن قرار دارد. و هر گاه فقر به عنوان يک محروميت اجتماعي باعث پيدايش جرم شود محروميت جنسي نيز به تبع آن باعث پيدايش جرم مي شود.
سادساً جرائم جنسي هر گاه به فرض بعيد در وقوع ساير جرائم تاثير نداشته باشند لااقل در مطالعه آمار جرائم مي بينيم که اين جرم از لحاظ کميت در درجات اول اهميت قرار خواهد داشت و از نظر کيفيت نيز شايد بعد از قتل نفس هيچ جرمي از لحاظ ضرر اجتماعي و هتک حيثيت و شرف قابل قياس با اين نوع جرم نباشد.
سابعاً: احتياجات جنسي افراد بشر يکي از مهمترين معضلات و مسائل اجتماعي را به وجود مي آورد که هرگاه دولتها توجه کافي به آن نکنند يقيناً جرائم و جنايات ديگري را به طور غيرمستقيم بوجود خواهد آورد.
اما سوالي که مطرح است اين است آيا انحرافات جنسي درماني خواهد داشت يا خير. آيا تاکنون پيشنهادي در اين زمينه داده شده است و اگر چنين پيشنهادي وجود دارد و مسئولين امر راه را از چاه باز مي شناسند پس علت چيست که اين معزل بزرگ، همچنان عرض اندام مي کند. جواب اين سوالات و سوالاتي از اين قبيل در حيطه مقاله ما نيست. ولي به ذکر نظرات بول دوريو دانشمند و کارشناس امور جنسي آمريکا مي پردازيم. وي معتقد است که يگانه و بهترين راه مبارزه با جرائم جنسي فقط آموزش و پرورش و تعليم و تربيت است. وي مي افزايد اين تعليم تربيت در بدايت امر در مورد والدين اطفال اعمال شود تا آنها به رموز پرورش فرزندان خود آشنا شوند و در مرحله دوم اطفال بايد مورد آموزش و پرورش قرار بگيرند تا بتوانند بوسيله تعليم و تربيت بر عادات ناپسند خود فائق آيند. و در مرحله سوم بايد منحرفين جنسي مورد آموزش و پرورش قرار بگيرند تا ضمن تعليم و تربيت به آنها فرصت داده شود به معالجه خويش بپردازند و پس از تزکيه کامل اعمال و رفتار خود به عنوان افراد مفيدي به اجتماع ملحق شوند. انحرافات جنسي انواع گوناگون دارد ولي در اينجا با توجه به اهميت آنها به چند مورد اشاره مي کنيم.
?- فحشا: برآوردن خواهشهاي جنسي در برابر پول است. فحشاي مردان، زنان، کودکان و فحشاي قانوني که توسط حکومتهاي ملي و محلي در بعضي کشورها پذيرفته شده است. در اين آميزش جنسي تنها رابطه ميان، که دليل اصلي او براي ارزاني داشتن دسترسي جنسي به حامي اش است پولي است که به امر پرداخت مي شود.


 

انواع روسپي:
لازم به ذکر است که روسپيگري با فروپاشي اجتماعات کوچک محلي توسعه نواحي شهري بزرگ و غير شخصي و تجاري شدن روابط اجتماعي ارتباط مستقيم دارند. روسپيان اساسا از زمينه اجتماعي فقيرتر برمي خيزند اما تعدادي از زنان طبقه متوسط نيز در ميان آنها وجود دارند.
پل.ج. گلداستن انواع روسپيگري را بر حسب تعهد شغلي و زمينه شغلي طبقه بندي کرده است.
?- روسپيگري  موقتي : بسياري از زنان فقط به طور موقتي به روسپيگري اشتغال دارند و چند باري پيش از آنکه روسپيگري را براي مدتي طولاني يا براي هميشه ترک کنند به خودفروشي مي پردازند.
?- روسپيان اتفاقي – کساني هستند که غالباً در مقابل در اختيار گذاشتن خود پول قبول مي کنند اما به طور نامنظم و براي کمک به درآمدشان از ساير منابع!
?-فاحشه ها :  و دسته آخر که به طور منظم و مستمر به روسپيگري اشتغال دارند و منبع اصلي درآمدشان را روسپيگري تشکيل مي دهد. که عبارتند از زنان خياباني، زنان تلفني، زنان خانگي، زنان فاحشه خانه، 


 

 لازم به ذکر است که بيشتر زنان مورد مطالعه گلدستين به طور منظم به معامله پاياپاي جنسي اشتغال داشتند مانند: ارائه خدمات جنسي در عوض تلويزيون – پوشاک – وسايل الکتريکي – تعميرات ماشين.
?- آزار جنسي :در محل کار زنان بسيار معمول است. آزار جنسي در محل کار مي تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلي يا قدرت به منظور تحميل خواسته هاي جنسي تعريف شود. و ممکن است شکلهاي خشني به خود بگيرد، مانند هنگامي که به يک کارمند زن گفته مي شود که با يک برخورد جنسي رضايت دهد يا اخراج خواهد شد: اين موضوع در اکثر جوامع وجود دارد به گونه اي که از هر ده زن در انگلستان هفت زن در دوره زندگي شغلي خود به مدتي طولاني دچار آزار جنسي قرار گرفته است. البته آزار جنسي تا اندازه اي زيرکانه تر است براي مثال فهماندن به زن که پذيرفتن خواهشهاي جنسي پاداشهاي ديگري به همراه خواهد آورد. و يا عدم پذيرفتن اين خواهشها نوعي مجازات مانند جلوگيري از ترفيع يا اخراج را به دنبال خواهد داشت.
تصميم در مورد اينکه کجا و با چه کسي روابط جنسي داشته باشيم از اعمال کنترل بر زندگي خودمان است و آزار جنسي اين حق انتخاب را سلب مي کند.
?- ساديسم: در محاوره عمومي اصطلاح ساديسم به عنوان زجر و ظلم اطلاق ميگردد در جرم شناسي و روانشناسي، فردي که از راه آزار دادن شريک جنسي لذت برده و جنون آزار دارد ساديسم ناميده ميشود. آزار ممکن است بدني مانند گاز گرفتن، شلاق زدن، کتک زدن، زخمي نمودن و يا به صورت شفاهي مانند فحش دادن، تحقير کردن و غيره مي باشد.
?- مازوشيسم:  شخص وقتي آزار مي بيند لذت جنسي به او دست مي دهد. فعاليت هاي مازوشيستي ممکن است به صورت خيال آزار ديدن و يا به صورت اعمال زجرآور مختلف از قبيل فرو کردن سنجاق و يا سوزن به بدن، سوزاندن دست با آتش – زخمي کردن بدن و مشاهده خون و شفاهي مانند فحش و تحقير باشد. مازوشيسم در زنان بيشتر از مردان است.
?- فتيشيسم – بت پرستي جنسي – مبتلايان به انحراف جنسي بت پرستي به جاي آنکه با جنس مخالف خود عشق ورزند و با خود او تماس عادي و طبيعي حاصل کند يکي از اعضاي بدن مانند مو، گوش، دست و غيره و يا با شيئي که به معشوق تعلق دارد مانند لباس زير، کفش، دستمال، عطر و چيزهاي ديگر تهيج جنسي ميشود، انحراف فتيشيسم در مردان بيش از زنان است.